ابزار های نویسندگی

نوشتن با مداد یا پر

نوشتن چیز عجیب و غریبی است.

ویرجینیا ولف در یکی از دوره های خشک سالی ذهنش نوشته بود:«با این قلم نحیف و نازک می‎نویسم» و در دوره دیگر باز گفته بود با این نوک معیوب چه می‎توان گفت.

گوته اصرار داشت که قلم ها نه خیلی کوتاه و نه خیلی بلند تراش بخورند؛ پر نداشته باشند؛ صفحاتی که تازه جوهر خورده‎اند، نه با ماسه که درست جلوی بخاری خشک شوند.

کیلپینگ نمی‎توانست با مداد داستان بنویسد. فقط با جوهر می‎نوشت؛ و جوهر هر چه تیره تر بهتر.

در عوض ارنست همینگوی نسخه اولیه نوشته هایش را فقط با مداد می‎نوشت و یقینا نکته مهمی در انتخاب مداد و هر انتخاب دیگری برای نویسنده های دیگر وجود داشت.

من هم هنوز داستان را با مداد، نوشته های وبلاگ را با کیبورد، یادداشت های روزانه را با خودکار کیان آبی توی دفتری با خطوط کمرنگ و نوشته‎های صبحگاهی که حکم نرمش روزانه را دارند با خودکار رنگی نرم روی کاغذ های نازک و رنگی می‎نویسم.

این آداب عجیب و غریب از بخش های مهم نویسندگی است.

نوشتن هیچ گاه ساده نخواهد شد.

نوشتن حتی اگر سال ها دود چراغ بخوری و هزار هزار خودکار تمام کنی و کاغذ سیاه باز هم به راحتی آب خوردن نخواهد شد. نویسنده کسی است در اوج همین سختی باز هم شروع به نوشتن کند.

اما چیزهایی وجود دارند که جدی گرفتن آنها در نوشتن باعث می‎شود تا موانع نوشتن برای ما کمی کمتر شود. چیزی شبیه همین عادات عجیب و غریب.

خلاقیت گاهی در گرو وسایلی است که در اطراف ما وجود دارد. و یا برای نوشتن به سراغ آنها می‎رویم.

از جنس کاغذ و جنس خودکار گرفته تا نوع صندلی که روی آن نشستید. همه این‎ها می‎توانند خلاقیت را بیشتر کنند و یا اینکه مانع آن بشوند.

ابزاری می‎توانند یادآور اهداف ما و یادآور گذشته ما باشند. می‎توانند به ما امید بدهند و یا حس انتقام ما را شعله ور کنند. می‎توانند به ما بگویند که شروع کنیم و یا اینکه نه!

گاهی اوقات با وجود اینکه می‎دانم خواندن یک کتاب چقدر برای آن لحظه من مهم است اما آن کتاب را نمی‎خوانم. این جورمواقع بی شک تقصیر فونت و یا کاغذ و یا هزار یک چیز دیگر از سمت آن کتاب است که کتاب را برای من خواندنی نکرده!

این جریان در نوشتن هم وجود دارد.

هر چند برای نوشتن نباید خود را پابند اصول مسخره کرد اما ترجیحا باید احوالاتی را پیدا کرد که مغز در آن راحت تر به ما اجازه می‎دهد.

در یک کلام کاغذ و خودکار مناسب نوشتن هایتان را پیدا کنید و آن را احتکار کنید.

حرف هایی درباره بیشتر نوشتن: نوشتن از خود راه حل من

همین حرف ها در زبان شاهین کلانتری: تاثیر ابزار بر نوشتن

درباره نویسنده: مائده عفتی

من مائده عفتی هستم. آونگی بین خواندن و نوشتن. این وبلاگ هم فانوس دریایی من است. قرار است اطراف من را بهتر نشان بدهد تا بتوانم بیشتر یاد بگیرم. شاید بتواند به آدم‎هایی دیگر هم کمک کند.

مطالب زیر را حتما بخوانید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *