بهترین خود در تصمیات هر روز بساز

بهترین خود در تصمیات هر روز

عزیز جان سلام

چند روزی که گذشت داشتم به خودم فکر می‎کردم، به آنچه هستم!

به اینکه چقدر برای ساختن بهترین خود تلاش می‎کنم!

سال کنکور یکی از روزهایی که به گمانم امتحان داشتم، در حالی که سرم توی کتاب بود سوار اتوبوس شدم.

بقل دست دختری نشستم که او هم گرم جزوه‎اش بود و با صدای نیمچه بلند داشت کلمه ها را توی مغزش فرو می‎کرد.

ده دقیقه ایی گذشت که طاقتش طاق شد. آهی کشید و نگاهم کرد. بی مقدمه گفت: امتحان داری؟ لبخندی زدم و سرم را به نشانه تایید تکان دادم.

لبخند زدن همانا و  شروع صحبت های دختر همانا.

گفت که حقوق می‎خواند و چقدر عاشق حقوق است. (آنقدر که هم صحبتی با غریبه های اتوبوس را به خواندن جزوه ترجیح می‎داد)

صحبت هایش داشت ته می‎کشید که پرسید می‎خوای دانشگاه چه رشته ایی بخونی؟! من هم گفتم: ادبیات!

صورتش کج شد. وا رفت و گفت:واقعا! آخه ادبیات که چیزی نداره! حقوق بخون حقوق خیلی خوبه!

و بنا گذاشت به توضیح شگفتی این رشته، موقعیت شغلی‎اش. می‎گفت: اصلا سر کلاس حقوق استاد که قوانین رو می‎گه و بعد علت هاش رو توضیح می‎ده آدم حظ می‎کنه!

اتوبوس به ایستگاه رسید و من باید پیاده ‎می‎شدم، دختر هم برای اینکه مطمئن شود نصیحت هایش یادم می‎ماند گفت: ببین حقوق بخونی حتی اگه سر کارم نری بازم کلی کلاس داره!

همه‎ی حرفش همین بود. چیزی بخوان که جایگاه اجتماعی برایت ایجاد کند.

چیزی که من این طور می‎شنیدمش. درسی را بخوان که بهترین دیگران شوی نه بهترین خودت!

چند وقتی همنشین کتاب در باب حکمت زندگی بودم.

شوپنهاور آنچه را که موجب سعادت انسان می‎شود را در سه دسته جا می‎دهد. آنچه هستیم، آنچه داریم و آنچه در نظر دیگران می‎نماییم.

شوپنهاور می‎گوید:

آنچه هستیم بیشتر از آنچه می‎نماییم موجب سعادتمان می‎شود.

مهم همیشه این است که آدمی چیست و در خود  چه دارد: زیرا شخصیت انسان، او را همواره و در همه جا دنبال می‎کند و هرچه بر او می‎گذرد، رنگ آن را می‎گیرد.

فکرش را بکن بخواهی رنگ چیزی را بگیری که دیگران فکر می‎کنند بهترین است آن هم به خاطر اینکه تایید شوی! فکر نکنم بتوانم به راحتی این طور زندگی کنم!

فکر کنم آدم هایی که برای دیگران زندگی می‎کنند همان هایی هستند که عواقب تصمیم هایشان را تحمل نمی‎کنند. آنهایی که نمی‎دانند انتخاب ها مال خودت است.

روزهای کنکور گذشت و من به جای ادبیات پای کلاس فلسفه نشستم.

و هر بار که از کنار دانشکده حقوق رد می‎شوم به یاد خودم می‎آورم که اگر قرار است توسط کسی تایید شوم آن یک نفر باید خودم باشد. باید بهترین خود را بسازم.

درباره نویسنده: مائده عفتی

من مائده عفتی هستم. آونگی بین خواندن و نوشتن. این وبلاگ هم فانوس دریایی من است. قرار است اطراف من را بهتر نشان بدهد تا بتوانم بیشتر یاد بگیرم. شاید بتواند به آدم‎هایی دیگر هم کمک کند.

مطالب زیر را حتما بخوانید

5 دیدگاه

  1. مائده عزیزم
    سایت زیبا و خوش‌الهامت من رو به وجد آورد، متن الهام بخشت هم…

    برات آرزو می‌کنم، بیشتر از همیشه بنویسی و بیشتر از هر کسی برای آرمانهات بجنگی.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *