تغییر و حرکت

برزخی به نام تغییر

به سنت نامه نوشتن هایم این بار از تغییر برایت حرف دارم، عزیز جان سلام!

آدم ها متوجه تغیرات بیرونی شان می‌شوند. موهای سفیدشان را در آینه می‌بینند، چروک ها، لک های صورتشان را. شکمی که بیرون می‌زند، عضله ایی که آب می‎رود. همین تغیرات واضح بیرونی را هم باید در آینه ببنند تا متوجه شوند اما تغیرات درونی و پنهان را و بی شکل باقی مانند‎‌، بدون هیچ نشانه ای، حتی گاهی دوستان نزدیک هم قدرت تشخیص این تغییرات را ندارند چون هر روز هم پای هم بوده‌اند و  خرد خرد  تغییر کرده‌اند.

سان۲: تغییر

همین تغییرات درونی که نمی‎دانیم از کجا می‌آیند و چجور خودشان را جا می‌کند، همین تغییرات ما را می‌سازند.

همین تغیراتی که گاهی ما را به سایه حل می‌دهند گاهی در وسط نقش روزگار می‌گذارند؛ همین اوضاعی که گاهی امید جمع می‌کنیم و گاهی ما را افسرده می‌کند. همین تغییرات باید بگذرد تا ما ساخته شویم.

و باید این تغییرات را یک جوری برای خودمان نمایان کنیم، نمی‎دانم شاید اگر خودمان را بیشتر ببینم!

وگرنه یک وقتی یک جای از زندگی از خودمان می‌پرسیم که این همه تغییر از کجا سر و کله اش پیدا شد؟ اصلا چطور این شکلی شدم!

تغییر برای من برزخی به تمام معناست.

حرف از تغییر کردن که می‎شود پیش خودم حساب کتاب می‌کنم می‎بینم چندان چیز دلچسبی نیست اما اگر تا سال دیگر همین که هستم بمانم چه؟ آن وقت ترس برم می‌دارد.

می‌ترسم از اینکه تغییر نکنم می‌ترسم از اینکه همین بمانم. همین ماندن خوب نیست. همین ماندن یعنی حرکت نکردن یعنی راکد بودن روح!

از طرفی به قول عطیه عطار زاده در رمان راهنمای مردن با گیاهان دارویی، تغیر کش آمدن جهان است و با مقدار متنابهی درد همراه است!

و خب این تغییری که اگر نباشد روح راکد می‌شود ماجرای راحتی نیست و این هم مرا می‎ترساند!

ادریس میرویسی می‌گوید:

ما برای توجیه اشتباهات و ضعف هایمان داستان سرایی می‎کنیم دلیلی می‌آوریم تا تغییر نکنیم. البته گریزی از این فلسفه بافی ها نداریم اگر این کار را بلد نبودیم که انسان نمی‌شدیم. گاهی وقت ها تغیر کردن خیلی ساده است کافی‌ست داستانی که به خودمان می‌گویم را عوض کنیم به جای چسبیدن به زمینی که محکم رویش ایستادیم را رها کنیم و حرکت کنیم.

باید بیشتر مراقب خودمان باشیم تا از حرکت نیفتیم، تا تغییر با همه برزخ بودنش رهایمان نکند و راکد نشویم.

درباره نویسنده: مائده عفتی

من مائده عفتی هستم. آونگی بین خواندن و نوشتن. این وبلاگ هم فانوس دریایی من است. قرار است اطراف من را بهتر نشان بدهد تا بتوانم بیشتر یاد بگیرم. شاید بتواند به آدم‎هایی دیگر هم کمک کند.

مطالب زیر را حتما بخوانید

4 دیدگاه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *