تغییر و حرکت

برزخی به نام تغییر

به سنت نامه نوشتن هایم این بار از تغییر برایت حرف دارم، عزیز جان سلام! آدم ها متوجه تغیرات بیرونی شان می‌شوند. موهای سفیدشان را در آینه می‌بینند، چروک ها، لک های صورتشان را. شکمی که بیرون می‌زند، عضله ایی که آب می‎رود. همین تغیرات…

نوشتن مثل صاعقه است

نوشتن مثل صاعقه است

نویسنده های زیادی در مسیر نوشتن به اشتباه می‎افتند. بس استر آلدریچ در یکی از رمان هایش درباره زنی پیشرو صحبت می‎کند که به عنوان عروس به مزرعه بزرگی در میدوست می‎رود. او در رویاهایش می‎خواهد نویسنده شود، اما آن جا خانه و خانواده ایی…

یافتن بهترین کتاب ها

بهترین کتاب ها را چطور یافته ام

بهترین کتاب ها را در گشت و گذار هایم یافته ام. بین قفسه های کتابفروشی یا کتابخانه دوری می‎زنم، کتاب های که توی قفسه ها تک و تنها افتاده اند را نگاهی می‏کنم. به سر و روی کتاب های خاکی دستی می‎کشم. آنهایی که پیشتر…

قوی سیاه از نسیم طالب

قوی سیاه را دست کم باید چهار بار خواند

قوی سیاه را نمی‎فهمم. به همین راحتی! اما چاره چیست؟ رها کردن و یا پنجاه بار خواندن؟ ابو علی سینا در جوانی یکی از کتب مهم فلسفی را که در فهمش مشکل داشت آنقدر خواند تا جملات کتاب را حفظ شد. من اگر شاگرد خلف…

تندخوانی و مهارت مطالعه

تندخوانی یا کندخوانی

وقتی برای کلاس تندخوانی ثبت نام کردم تنها چیزی که توی سرم پرسه می‎زد تصویر قفسه های پر از کتاب کتابخانه بود. کتاب هایی که میل به خواندن همه شان داشت خفه ام می‎کرد. آن موقع اینطور فکر می‎کردم که به عنوان یک آدم معمولی…

بهترین خود در تصمیات هر روز بساز

بهترین خود در تصمیات هر روز

عزیز جان سلام چند روزی که گذشت داشتم به خودم فکر می‎کردم، به آنچه هستم! به اینکه چقدر برای ساختن بهترین خود تلاش می‎کنم! سال کنکور یکی از روزهایی که به گمانم امتحان داشتم، در حالی که سرم توی کتاب بود سوار اتوبوس شدم. بقل…

سودای نویسندگی

سودای داستان نویسی

نویسندگی در خلوت نوشتن و به راحتی منتشر کردن و شنیدن کف زدن های مردم نیست. زندگی روی دور انتخاب های ما می‎گردد. و پشت بند هر انتخاب شرایط مخصوص خودش به وجود می‎آید. ادبیات انتخاب من است. نوشتن و غرق داستان زندگی کردن. انتخابی…

وعده گاه کتابخوانی

وعده گاه کتابخوانی

من یک اتاقک فصلی برای کتابخوانی دارم. بخشی از بهار و پاییز و زمستان در آن مشغول خواندن و نوشتن هستم. حکم اتاق کارم را دارد. زمستان ساعت دوازده شب یا یک خسته و کوفته بر می‏‎گردم به اتاق خوابم. مسواک را زده و نزده…

وبلاگ نویسی

وبلاگ نویسی یعنی

این بیست و پنجمین یادداشت من در مسیر وبلاگ نویسی است. این پست برای خودم نوشته می‎شود. برای اینکه به یاد خودم بیاورم وبلاگ نویسی چیست و چکار باید کرد. وبلاگ نویسی یعنی؛ ماه ها بنویس تا اندک بهبودی پیدا شود. زیاد می‎نویسم و خوب…

رمان جور دیگری نگاه میکند

رمان جور دیگری می‎بیند

هفته پیش مقاله‎ایی درباره رمان می‎خواندم از الیف شافاک ،نویسنده رمان ملت عشق. می‎گفت رمان ها سوال مهمی از ما می‎پرسند؛ آیا تاکنون داستان را از چشم دیگری دیدی؟ دبستانی که بودم ریاضی بزرگترین مشکل ممکن بود. بیشترین وقت را حل کردن مسئله های ریاضی…